کد خبر: ۱۱۱۳۸
تاریخ انتشار: ۱۲:۰۵ - ۱۱ تير ۱۳۹۶ - 02 July 2017
نحوه جذب مخاطب تئاتر در تماشاخانه های خصوصی، شکل گیری پدیده ای به نام تماشاگر «کاذب» و دور شدن آثار نمایشی از رسالت اصلی تئاتر معضلی است که در سال های اخیر گریبان تئاتر را گرفته است.


خبرگزاری مهر-گروه هنر-آروین موذن‌زاده: در طول چندسال اخیر راه‌اندازی تماشاخانه های خصوصی اولین گام های تئاتر ایران به سمت خصوصی سازی و تلاش برای رونق بیشتر اقتصادی بوده است که با همه انتقاداتی که به عملکرد تماشاخانه های خصوصی وجود دارد به نظر می رسد تاسیس این سالن های نمایشی توانسته اند تا حدودی به اقتصاد تئاتر کمک کنند و مخاطبان را به سالن های تئاتر بکشانند.

در ابتدای شکل گیری این تماشاخانه ها، مدیران سالن ها به هنرمندان جوان تئاتری و کم تجربه فضای فعالیت و تجربه اندوزی بدون آزمون و خطایی که یک هنرمند باید طی سال ها تجربه به دست بیاورد، دادند اما بعد از گذشت چند سال از تاسیس این تماشاخانه ها هنرمندان با تجربه و حرفه ای تر تئاتر نیز به این تئاترهای خصوصی اعتماد کرده و ترجیح می دهند به جای دوندگی برای گرفتن یک سالن اجرای دولتی، مشکلات اجرا در تماشاخانه های خصوصی را به جان خریده و در این سالن ها نمایششان را به صحنه ببرند.

نکته ای که در یکی دو سال اخیر کاربری تماشاخانه های خصوصی را تا حدودی تغییر داده است ساز و کار و نحوه جذب مخاطب تئاتر به این سالن هاست. اگر در گذشته و سال های ابتدایی راه اندازی این سالن های خصوصی، بیشتر هنرمندان جوان ترجیح می دادند کارشان را با دغدغه کمتر و بدون طی بروکراسی اداری که برای گرفتن سالن دولتی لازم بود در این سالن ها اجرا کنند و مدیران سالن ها هم به این جوانان بی محابا میدان می دادند اما به نظر می رسد در سال های اخیر برخی از سالن دارها دیگر برایشان اهمیتی ندارد که قرار است یک جوان کم تجربه در تماشاخانه شان به صحنه برود یا هنرمندی حرفه ای و شناخته شده بلکه مساله مورد توجه تامین هزینه های سالن و فروش گیشه با ترفندهایی مثل استفاده از بازیگران به اصطلاح «برند» است.

همین امر موجب شده با وجودی که این روزها در نگاه عمومی شاهد استقبال از نمایش های روی صحنه نسبت به گذشته هستیم و بازاز تئاتر رونق بیشتری پیدا کرده است اما تماشاگران جدی تئاتر و افرادی که علاقه مند به دیدن یک اثر متفکر و جدی هستند، افزایش چندانی پیدا نکنند. مخاطبانی را که برای دیدن یک چهره شناخته شده و حواشی بعد از اجرا و گرفتن عکس سلفی و امضا به دیدن تئاتر می آیند می توان مخاطبان «کاذب» نامید. تماشاگرانی که برای دیدن چهره مورد علاقه شان به تئاتر آمده اند با اتمام آن اجرا با تئاتر خداحافظی می کنند و در بهترین حالت ممکن است با آن چهره مورد نظر از سالنی به سالن دیگر بروند و تنها اجراهای او را دنبال کنند.

تماشاگرانی که برای دیدن چهره مورد علاقه شان به تئاتر آمده اند با اتمام آن اجرا با تئاتر خداحافظی می کنند و در بهترین حالت ممکن است با آن چهره از سالنی به سالن دیگر بروند و تنها اجراهای او را دنبال کنند
این مساله به این معناست که تماشاخانه های ما قدرت و اعتبار لازم برای جذب مخاطب را ندارند و این نمایش ها هستند که با ترفندهای مختلف می توانند مخاطبان را به صورت گذری هم که شده به تئاتر بکشانند. لزوم اعتبار بخشیدن به تماشاخانه ها چه دولتی و چه خصوصی نیازی است که در این مقطع زمانی وجود دارد و الان که تئاترهای ما می توانند مخاطبان را به سالن های تئاتر بکشانند لزوم حفظ این مخاطبان احساس می شود و اگر برنامه ریزی مدون و آسیب شناسی درستی در این زمینه صورت گیرد شاهد ماندگاری مخاطبان تازه نفسی هستیم که به هر طریقی برای یکبار هم که شده به دیدن تئاتر آمده بودند.

برای بررسی دقیق تر مسایلی چون تاثیر تماشاخانه های خصوصی بر جذب مخاطبان تئاتر و رونق اجراها، تاثیرات مثبت یا منفی راه اندازی این سالن های خصوصی و این که این تماشاخانه ها بر رونق و یا به محاق رفتن تئاترهای دولتی چه نقشی داشته اند به سراغ هنرمندان و مدیرانی رفتیم که مستقیم با این مسایل در ارتباط هستند.

در این گزارش با رحمت امینی رییس شورای ارزشیابی و نظارت اداره کل هنرهای نمایشی که به عنوان یک مدیر، نویسنده، کارگردان و پژوهشگر در تئاتر فعالیت می کند، قطب الدین صادقی نویسنده و کارگردان تئاتر که تصمیم به راه اندازی یک تماشاخانه خصوصی گرفته است، مصطفی کوشکی کارگردان تئاتر و مدیر تئاتر مستقل تهران و علی عابدی مدیر تماشاخانه سنگلج گفتگو کرده ایم تا هر یک از نگاه خود به بررسی این موارد بپردازند.

تئاترهای خصوصی با علم به موفقیت در این عرصه راه اندازی می‌شوند

رحمت امینی رییس شورای ارزشیابی و نظارت اداره کل هنرهای نمایشی درباره اینکه تماشاخانه های خصوصی تا چه اندازه در جذب مخاطب تئاتر تاثیرگذار بوده اند به خبرنگار مهر گفت: ابتدا باید بگویم که سیستم پژوهش هنرهای نمایشی باید در مسایل اینچنینی ورود کند. در واقع ما علی رغم برگزاری سمینارهای مختلف در طول این سال ها، سمینارهای پژوهشی که یافته های کمی و آماری دقیقی را برای فهم یک وضعیت یا پدیده به ما نشان دهند، نداشته ایم و در حال حاضر به این پرسش تنها می توان از روی حدس و گمان پاسخ داد.

وی ادامه داد: زمانی که مدام بر تعداد تماشاخانه های خصوصی اضافه می شود معلوم است که نیازی حس می شود و به طور تلویحی به این معنی است که مشتری برای چنین سالن هایی وجود دارد چون سالن دارها غیر از اجاره مکان ۶۰۰ -۷۰۰ میلیون برای ساخت صندلی و تجهیزات فنی هزینه می کنند پس بدون اطمینان از اینکه حداقل سرمایه اولیه شان ضایع نمی شود دست به چنین کاری نمی زنند. پس به قول اقتصاددان ها این «بازار» دارد رونق می گیرد و بازار هم رونق نمی گیرد مگر اینکه مشتری وجود داشته باشد. من به عنوان فردی که هم در سیستم مدیریتی فعال هستم و هم به عنوان کارگردان و نویسنده کار می کنم این روند رو به رشد در جذب مخاطب تئاتر را حس می کنم.

زمانی که مدام بر تعداد تماشاخانه های خصوصی اضافه می شود معلوم است که نیازی حس می شود و به طور تلویحی به این معنی است که مشتری برای چنین سالن هایی وجود دارد
امینی درباره روند رو به رشد تماشاخانه های خصوصی بیان کرد: خوشبختانه این روزها شاهد هستیم سالن های خصوصی از مکان های کوچک و طبقه چندم کم کم به زمین های مسطح رسیده اند. حتی زمانی یک ساختمان یا واحدی برای تبدیل شدن به سالن تئاتر بازسازی می شد اما الان شاهد هستیم مکان هایی برای این منظور ساخته می شوند مثلا تماشاخانه هایی مثل پالیز و شهرزاد تغییر کاربری نداده اند بلکه ساخته شده اند. این مساله باعث شده هنرمندان ما هم به این قضیه ورود کنند. پس به صورت حدس  گمانی می توانم بگویم در سال های اخیر به تعداد تماشاگران ما افزوده شده است و دیگر اینکه به واسطه افزایش تماشاگر می بینیم که در سایر بخش های آموزشی هم شاهد برگزاری دوره های مختلف در آموزشگاه های خصوصی هستیم و آگهی های متعددی در این زمینه می بینیم و جالب این است که آگهی آموزش تئاتر برای کودکان ۳ تا ۱۰ سال نیز بسیار مشاهده می شود. این مساله یادآور این است که مردم نیز با رویکرد تازه ای به سمت تئاتر کشیده می شوند که البته حاصلش را ۷ - ۸ سال دیگر شاهد خواهیم بود و این تماشاخانه ها با تماشاگران تازه نفس و جدیدی روبرو خواهند بود.

امینی درباره نوع مخاطبی که این تماشاخانه ها به خود جذب می کنند و اینکه چقدر از این مخاطبان، تماشاگران دایمی تئاتر هستند و چقدر از آنها برای دیدن یک چهره خاص به سوی تئاتر کشیده می شوند، توضیح داد: معتقدم این مقوله هم قابل پژوهش و بررسی است. تماشاخانه های خصوصی نسبت به تماشاخانه های دولتی هزینه های جانبی دارند بنابراین هم سالن دار و هم کارگردان تلاش می کنند که ملاک های جذب مخاطب را در آن رعایت کنند. این معیارها در تئاتر آزاد هم دیده می شود و رقابت عجیبی در به کار گیری چند کمدین تماشاگردار وجود دارد. در اقتصاد به آن می گویند «برند» که در تئاتر ما هم وارد شده و مثلا فلان بازیگر فارغ از اینکه در چه سالنی اجرا می رود تماشاگرش را هم با خودش می آورد. البته قبلا هم که تئاتر خصوصی نبود بازیگرانی را داشتیم که کارگردان های تئاتر دولتی تلاش می کردند آنها را در نمایش خود داشته باشند. نمونه مثبت این اتفاق سیامک صفری است که زمانی روی بورس بود و پشت سر هم تئاتر بازی می کرد که البته هنوز هم تماشاگر خودش را دارد.

نمی توان بازیگر «برند» را از تئاتر حذف کرد

این کارگردان و مدرس تئاتر در پایان صحبت هایش اشاره کرد: آن زمان هم انتقاد اهالی تئاتر مثل الان وجود داشت که چرا درحالی که این همه بازیگر تئاتر داریم کارگردان ها تنها از چند نام تکراری برای کارشان استفاده می کنند. پس جذب مخاطب به این شکل کاملا طبیعی است اما از طرف دیگر باید نمایش ها با یک مکانیزم درست تولید و اجرا شوند. در واقع فرآیند جذب مخاطب چهار شاخصه دارد که یکی از آنها استفاده از بازیگرشاخص است. دومین شاخصه انتخاب متن مناسب با اقتضای زمانه و جذاب برای تماشاگر است. سومین شاخصه تبلیغ درست و مناسب و چهارم اعتبار بخشی به سالن ها است. یعنی اگر یک سالن خصوصی طی چندماه فعالیت هایش را به شکلی عرضه کند که تماشاگر بداند که مدیر این تالار برای تماشاگرانش ارزش قایل است و زحمت می کشد تا تئاترهای خوبی در این سالن به صحنه برود، شک نکنید آرام آرام هرکاری که در آن تماشاخانه اجرا می شود مخاطبان خودش را می یابد. بنابراین ما نمی توانیم بازیگر «برند» یا شاخص را از تئاتر حذف کنیم، لزومی هم ندارد که این کار را بکنیم چون این امر یکی از ویژگی های این شغل و حرفه است که در سینما و حتی آموزشگاه های هنری هم شاهدش هستیم.

نکته مورد توجه دیگر در این زمینه ورود هنرمندان به عرصه ساخت تماشاخانه های خصوصی است. تا کنون از میان مدیران سالن های خصوصی تنها چند نفر از آنها از دل اهالی تئاتر بیرون آمده بودند اما این روزها شاهد علاقه هنرمندان قدیمی به تاسیس تماشاخانه های خصوصی هستیم که همین نکته می تواند باعث اعتبار بخشیدن به آن سالن ها و اجرای نمایش هایی در راستای توجه به فرهنگ و اندیشه باشد.

قطب الدین صادقی نویسنده، کارگردان و پژوهشگر تئاتر به عنوان فردی که تصمیم دارد تماشاخانه ای خصوصی راه اندازی کند درباره دلایل این اقدام و ورودش به این عرصه به خبرنگار مهر گفت: با این نیت تصمیم به راه اندازی یک تماشاخانه خصوصی گرفتم که هم آثاری ارزنده که رنگ و بوی نمادهای ملی ما را داشته باشد و زیبایی شناسی هزاران ساله ما پشتش باشد، در این سالن به صحنه برود و هم این آثار از نظر محتوا بیگانه با زندگی امروز نباشد.

تنها راه جذب مخاطب اندیشمند کارکردن روی فرهنگ است

وی ادامه داد: از لحاظ محتوا علاقه مندم کارهای ایرانی در این تماشاخانه به صحنه برود چون این روزها متاسفانه تئاتر ایرانی در تماشاخانه های ما غیب شده است و همه عناصر از لحن و رنگ و اسم گرفته تا فضاسازی ادای درجه چندم آثار خارجی است و در بهترین حالت مقلدوار تلاش می شود راه هایی را که دیگران رفته اند، بروند بدون اینکه چیزی به فرهنگ ما اضافه کنند. این برخورد منفعلانه را بیمارگونه و ضد فرهنگ می دانم که ما را با خودمان بیگانه می کند.

کارگردان «سحوری» متذکر شد: البته معتقدم که این بیشه خالی نیست و می توان هنرمندان متعهد را به کار فراخواند اما لازمه این کار این است که با تبلیغات و اطلاع رسانی درست مخاطبان متوجه شوند که این تئاتر یک مهر خاص بر پیشانی دارد و در مکانی خاص که متعلق به اجرای آثار متعهد و فرهنگی است به صحنه می رود. در اروپا نیز وضع به همین منوال است و مدیران بزرگترین تئاترها کارگردان های صاحب سبک ملی هستند و با آثاری که انتخاب می کنند و کارگردان ها و گروه هایی را که طی فراخوان برای اجرا دعوت می کنند، یک سبک و یک ویژگی به آن سالن تئاتری می بخشند و آن سالن را دارای هویت می کنند.

این هنرمند درباره بی هویت شدن برخی سالن های تئاتری بیان کرد: الان سالن های ما چه دولتی و چه خصوصی هیچکدام هویت ندارند و سیاست فرهنگی روشنی را دنبال نمی کنند. به همین ترتیب مخاطبان هم برای کسب اندیشه و زیبایی شناسی به تئاتر نمی آیند و تنها برای کنجکاوی های بیهوده جذب این نمایش ها می شوند. این نوع مخاطب وجه انتقادی تئاتر را کنار می گذارد و تنها وجه تزیینی آن را می پسندد و برایش دیدن هنرپیشه های سینما در تئاتر جذاب است. به قول نیچه این افراد دزدادنه از جهان تجارت وارد جهان هنر شده اند و هیچ علاقه ای به دیدن تئاتر جدی ندارند.

این نوع مخاطب وجه انتقادی تئاتر را کنار می گذارد و تنها وجه تزیینی آن را می پسندد و برایش دیدن هنرپیشه های سینما در تئاتر جذاب است
وی در پایان درباره اینکه مخاطب متفکر و به دنبال کسب اندیشه به تئاتر جذب شود، پیشنهاد داد: تنها راه جذب مخاطب غیرکاذب و اندیشمند به تئاتر کارکردن دقیق روی فرهنگ خودمان است. مگر ما در دهه ۴۰ در سنگلج این کار را نکردیم و سیل تماشاگر به دیدن نمایش های این سالن نمی آمد. پس یک مهندسی فرهنگی و یک مرکز آسیب شناسی برای این کار لازم است چون متاسفانه تئاتر ما تابع بازار و تابع سلیقه های سخیف عده ای نوکیسه و بورژوا شده است که فرهنگ درخشانی ندارند و در تمام عمرشان چند کتاب محدود هم نخوانده اند. برخی از تئاتری های ما هم از این نقطه ضعف استفاده می کنند و می خواهند درآمد کسب کنند و به تئاتر جنبه تفننی می دهند، جیبشان را پر از پول می کنند و مخاطبشان را هم راضی به خانه می فرستند. این مساله باعث شده امکان و فرصت تئاتر خلاقه از دیگر تئاتری ها گرفته شود.

یکی دیگر از نکاتی که باید مورد توجه مدیران تئاتری ما قرار گیرد نحوه دادن مجوز به تماشاخانه های خصوصی است. البته کسی منکر رونق بخشیدن به تئاتر و توجه به سلیقه مخاطب نیست اما مساله این است که با اجرای برخی نمایش ها که جایشان در تئاتر آزاد است سلیقه مخاطب تحلیل می رود. از طرف دیگر با اجرای نمایش هایی که به دنبال ارتقای فرهنگ و اندیشه مخاطب هستند و در عین حال از جذابیت های بصری و ترفندهایی برای جذب مخاطب بهره می گیرند می توان تئاتر جدی و در عین حال جذاب و مخاطب پسند را به تماشاگران شناساند.

مصطفی کوشکی به عنوان مدیر تئاتر مستقل تهران و کارگردانی که نمایش پرفروش «رویای یک شب نیمه تابستان» را در تماشاخانه ای خصوصی به صحنه برده است درباره تاثیر تماشاخانه های خصوصی در جذب مخاطب و رونق اجراهای تئاتر به خبرنگار مهر گفت: زمانی که از بیرون و خارج از گود به این مساله نگاه می کنیم متوجه می شویم که شرایط مثبتی حاکم شده است، فضای تئاتر بازتر شده، تعداد صندلی این فضای فرهنگی بیشتر شده، تعداد مخاطب نیز نسبت به ۴ سال قبل بیشتر شده است و خوشبختانه همه چیز رو به جلو است.

وی ادامه داد: البته از درون هم که نگاه کنیم این اتفاقات مثبت است و تئاتر دارد شکل همه فهم تر پیدا می کند و مثل سینما که به عنوان یک اتفاق تفریحی- فرهنگی به آن نگاه می شود، مورد توجه قرار می گیرد. از بعد از انقلاب چنین شرایطی را در تئاتر تجربه نکرده بودیم و همیشه تئاتر متعلق به مخاطب خاص بوده است اما آسیب شناسی این جریان نیز خیلی گسترده و جدی است و متاسفانه ما فاقد تیم های پژوهشی هستیم که شرایط را بررسی کنند و آسیب های این جریان را ببینند و به این مساله بپردازند که حالا که خیل هنرمندان و تماشاگران ما دارند جذب تئاتر خصوصی می شوند و به سرعت رو به جلو حرکت می کنند نهایت این جلو رفتن چیست و قرار است به کجا ختم شود؟ آیا قرار است از یک دره به پایین پرت شوند و یا به یک دشت سرسبز و یک مدینه فاضله برسند؟ در واقع الان فضای مه آلودی وجود دارد که انتهایش ناپیداست اما همه دارند به سرعت در آن جلو می روند و احساس می کنند که اگر در این مسیر ندوند جا می مانند.

حالا که خیل هنرمندان و تماشاگران ما دارند جذب تئاتر خصوصی می شوند و به سرعت رو به جلو حرکت می کنند نهایت این جلو رفتن چیست و قرار است به کجا ختم شود؟
کوشکی در پاسخ به این پرسش که چقدر مخاطبانی که جذب تئاتر می شوند ماندگار هستند و چه تعداد از آنها به عنوان تماشاگر کاذب شناخته می شوند، گفت: من با اینکه سالن های خصوصی در بازکردن فضا و آشنا کردن مردم با تئاتر موفق عمل کرده اند موافق هستم چون در حال حاضر مردم تعریف درستی از تئاتر پیدا کرده اند و فرق تئاتر آزاد و جدی را که تا چند سال قبل متوجه نمی شدند، می دانند اما اینکه چقدر این مخاطب ماندگار و جدی است جای بحث وجود دارد.

وی تصریح کرد: تئاتر برای جذب مخاطب به شرایط حاشیه ای چنگ می اندازد و کارگردان های ما از خواننده گرفته تا فوتبالیست و بازیگر سینما را برای جذب مخاطب به تئاتر می آورند که البته به نظرم این اتفاق اصلا بد نیست و هر شخصی می تواند آنطور که دلش می خواهد دست به تجربه بزند اما مساله این است که این شرایط به صورت حباب در حال شکل گیری است و بعد از اینکه آن تئاتر تمام شد هم آن بازیگر به سراغ حرفه اصلی اش می رود و هم مخاطبش از دست خواهد رفت. در صورتیکه الان باید این مخاطبی را که به این شکل به تئاتر آمده با کیفیت درست نمایش و با جادوی تئاتر پاگیر و جذب کرد تا بداند ویژگی هایی را که در تئاتر می بیند در هیچ جای دیگری نخواهد دید. در مجموع شاید بشود از ۲۰۰ هزار تماشاگری که به تئاتر می آیند حداقل ۱۰۰۰ نفر از آنها را جذب کرد.

کوشکی به عنوان کارگردان تئاتر درباره تعداد مخاطبانی که نمایش هایش توانسته اند به تئاتر ایران اضافه کنند، گفت: در طول یک سال و نیم گذشته گروه تئاتر ما سه نمایش «باد شیشه را می لرزاند»، «رویای یک شب نیمه تابستان» و «رومئو و ژولیت» را به صحنه برده است. این سه نمایش حدود ۴۰ هزار مخاطب داشتند و ما غیر از امیرمهدی ژوله که تنها در یک بخش و تعداد محدودی از اجراهای «رویای یک شب نیمه تابستان» حضور داشت در هیچ کدام از نمایش ها هیچ چهره غیرتئاتری نداشتیم و همه بازیگران از اعضای گروه خودمان بوده و ریشه تئاتری داشتند.

این بازیگر و کارگردان تئاتر متذکر شد: ما تلاش کردیم این ۴۰ هزار مخاطب را با جذابیت های نمایشمان به سالن بکشانیم و از طریق توصیه مخاطبان به یکدیگر جذب تماشاگر کنیم و خوشحالم که بسیاری از مردم عادی نمایش «رویای یک شب نیمه تابستان» را یا دیده و یا درباره اش شنیده بودند. حتی زمانی که «رومئو و ژولیت» را به صحنه بردیم بسیاری از مخاطبانمان همان تماشاگران «رویای یک شب نیمه تابستان» بودند و در واقع این افراد تبدیل به مشتریان خاص ما شدند و الان هم خیلی از تماشاگرانی که به تئاتر مستقل می آیند افرادی هستند که شروع تئاتر دیدنشان را با تماشای نمایش های گروه ما آغاز کرده اند.

وی ادامه داد: ما قصد ویژه ای برای جذب مخاطب نداشتیم و نمی دانستیم که چنین اتفاقی رخ خواهد داد و بدون برنامه ریزی به این تعداد مخاطب رسیدیم اما اگر در سطح کلان برنامه ریزی مدونی برای جذب مخاطب بشود به راحتی این اتفاق می افتد و دیگر تئاترها لازم نیست درگیر پیدا کردن مخاطب به هر وسیله ای شوند.

کوشکی درباره این پرسش که تنها تعداد محدودی از این تماشاخانه ها با هدف ترویج فرهنگ و اندیشه پا به عرصه رقابت گذاشته اند و بیشتر آنها به نیت اقتصادی فعالیت می کنند، عنوان کرد: معتقدم باید در این زمینه آسیب شناسی جدی صورت گیرد و نهادی که برای تاسیس یک تماشاخانه خصوصی مجوز می دهد باید به صورت جدی به فکر این باشد که این مکانی که برای اجرا ساخته می شود و افرادی که از این طریق وارد تئاتر می شوند، قرار است چه کنند. اینکه معنای خصوصی بودن تنها به معنای فروش گیشه باشد و معنای تولید فکر و جریان سازی به خودش نگیرد مشکلی است که بسیاری از تماشاخانه ها با آن روبرو هستند و حتی گریبان تئاتر دولتی ما را هم گرفته است.

اینکه معنای خصوصی بودن تنها به معنای فروش گیشه باشد و معنای تولید فکر و جریان سازی به خودش نگیرد مشکلی است که بسیاری از تماشاخانه ها با آن روبرو هستند و حتی گریبان تئاتر دولتی ما را هم گرفته است
وی در پایان متذکر شد: ما باید بتوانیم شرایطی ایجاد کنیم که وقتی مخاطب به فلان تماشاخانه می رود بداند با کدام تفکر و اندیشه روبه رو خواهد شد. زمانی که تنها به فکر کسب درآمد باشیم باعث می شود که در آن تالار، عروسی و همایش های مختلف هم برگزار کنیم و به دنبال اعتباربخشی به سالن نباشیم. مخاطب در دو حالت تصمیم به تئاتر دیدن می گیرد. یکی اینکه مثلا دکتر رفیعی یا بهرام بیضایی نمایشی را در یک سوله در کرج اجرا می کنند و مخاطب بدون در نظر گرفتن مکان اجرا و به اعتبار نام کارگردان به آنجا می رود یا اینکه مکان اجرای تئاتر فارغ از اینکه چه کاری در آن اجرا می شود اعتبار لازم برای جذب مخاطب را دارد مثل اعتباری که چندسال قبل تئاتر شهر داشت. معتقدم که تماشاخانه های ما باید دارای این اعتبار شوند وگرنه هویت این مکان ها به سرعت دچار آسیب می شوند.

با فعالیت گسترده سالن های خصوصی، رقابتی بین این تماشاخانه ها و تماشاخانه های دولتی تئاتر نیز شکل گرفته است و سالن های دولتی با وجودی که دغدغه کمتری برای تامین هزینه های خود دارند به فکر جذب مخاطب بیشتر افتاده و تلاش می کنند آثاری را در سالن خود پذیرا باشند که تضمینی بر پرفروش بودنشان وجود داشته باشد که البته این رقابت از یک نظر می تواند به رقابتی مثبت تبدیل شود و در توجه به کیفیت آثاری که درخواست اجرا دارند، دقت بیشتری صورت گیرد.

تعداد سالن های تئاتر بیشتر از مخاطبان است

علی عابدی مدیر تماشاخانه سنگلج درباره تاثیری که تماشاخانه های خصوصی بر جذب مخاطب تماشاخانه های دولتی مثل سنگلج گذاشته اند، بیان کرد: راه اندازی تماشاخانه های خصوصی در شاکله تئاتر ما یک فرایند طبیعی است و باید اتفاق می افتاد به جهت اینکه ما تماشاگر محدودی داشتیم و این محدودیت باعث می شد مخاطبان در سالن های مختلف تقسیم شوند. ۷- ۸ سال قبل تئاتر ما تنها ۳ -۴ سالن فعال داشت اما در سال های اخیر هر شب حدود ۱۰۰ تئاتر در تماشاخانه های مختلف به صحنه می رود که این مساله باعث جذب مخاطب شده است اما باعث شده تعداد سالن های تئاتر بیشتر از مخاطبانی که در این سال ها رشد پیدا کرده اند، شده و طبیعتا همین نکته در تصمیم مخاطبان برای انتخاب یک نمایش تاثیر می گذارد.

وی افزود: از طرف دیگر این اتفاق را باید به فال نیک گرفت از این جهت که تماشاگران از میان این کثرت از تئاترهایی که به صحنه می روند، می توانند طبق ذائقه خود نمایشی را انتخاب کنند اما بحثی که مطرح است این است که برای جذب مخاطب بیشتر به ابزارهای حاشیه ای مثل حضور یک چهره مطرح در نمایش متکی شویم که در این میان رسالت اصلی تئاتر گم می شود. باید دید وظیفه تئاتر چیست؟ آیا تنها دغدغه های کاسبکارانه برخی تماشاخانه های خصوصی و تعدادی تهیه کننده را می خواهد تامین کند یا رسالتی فرهنگی برعهده دارد؟

این مدیر تئاتری تصریح کرد: در این میان تماشاگر بین انتخاب تئاتر واقعی و تئاتری که بیشتر جنبه ظاهری و تزیینی را مدنظر دارد به سمت مورد دوم گرایش پیدا می کند و کارگردان های باسابقه و حرفه ای هم به ناچار به این انتخاب تن می دهند تا کارشان فروش کند. به نظرم در این ماجرا نگاه فرهنگی قربانی می شود و هنرمندی که سال هاست می نویسد و کارگردانی و بازیگری می کند عملا کنار گذاشته می شود و کسی که یک سال است مشغول به کار شده در بهترین سالن کارش را به صحنه می برد.

وی افزود: به عنوان مثال در گذشته من به عنوان کارگردان باید یک پروسه طولانی را از سرمی گذراندم و تجربیات بسیاری را کسب می کردم تا می توانستم در سالنی مثل تالار وحدت به صحنه بروم اما در حال حاضر این پروسه به صورت یک شبه طی می شود و دیگر نیازی به کسب تجربه وجود ندارد. این مسایل نیاز به کار کارشناسی و آسیب شناسی دقیق دارد که چه جریانی باعث شده تئاتر امروز ما به این وضعیت بیفتد.

عابدی درباره مخاطبان تماشاخانه سنگلج توضیح داد: تماشاگرانی که به سالن های خصوصی می روند به تماشاخانه سنگلج نمی آیند چون من به عنوان مدیر این مجموعه بار فرهنگی این تماشاخانه برایم مهم است. البته کارهایی هم در این سالن اجرا شده اند که پرمخاطب بوده اند و تماشاگر خودشان را پیدا کرده اند. خوشبختانه تماشاخانه سنگلج توانسته است مخاطب واقعی را به سالن بکشاند نه تماشاگر کاذب. خیلی از کارگردان ها را می ترسانند که به تماشاخانه سنگلج نیایند چون اینجا تماشاگر ندارد اما من با آمار و ارقام اعلام می کنم که این تماشاخانه به لحاظ تماشاگر و کیفیت کار، آماری بالاتر از برخی تماشاخانه های دولتی دارد. به عنوان نمونه نمایش هایی مثل «بیضایی» محمد مساوات و «سرآشپز پیشنهاد می دهد» شهاب حسین پور بدون داشتن چهره و بازیگر برند بسیار خوب فروختند. معتقدم کمی که زمان بگذرد تماشاگران نسبت به این ماجرا آگاه تر می شود و تماشاگران واقعی از تماشاگران کاذب غربال می شوند و ما می توانیم تماشاگر خالص را که به دنبال دیدن تئاتر واقعی است، پیدا کنیم.

حضور تماشاخانه های خصوصی در جذب مخاطب برای تماشاخانه های دولتی مثل سنگلج تاثیر منفی نداشته و حتی در مواردی هم کمک کننده بوده است
وی در پایان صحبت هایش درباره رقابتی که بین تماشاخانه های دولتی و خصوصی برای جذب مخاطب شکل گرفته است، متذکر شد: معتقدم حضور تماشاخانه های خصوصی در جذب مخاطب برای تماشاخانه های دولتی مثل سنگلج تاثیر منفی نداشته و حتی در مواردی هم کمک کننده بوده است و باعث شده سالن های دولتی تلاش کنند از سالن های خصوصی عقب نیفتند و در جذب کارها دقت بیشتری داشته باشند. این بازار داغ باعث شده من به عنوان یک مدیر دولتی به دنبال کیفیت باشم. نگاه ما در سنگلج نگاه کارمندی نیست چون من خودم را یک رقیب می دانم رقیبی که درحال رقابت با سالن های بزرگ تر است.

با نگاهی اجمالی به صحبت های هنرمندان و مدیرانی که در این گزارش سخن گفته اند، می توان به این نتیجه رسید که تماشاخانه های خصوصی توانسته اند تا حدودی به رونق تئاتر کمک کنند اما نداشتن اعتبار و هویت لازم باعث شده که هر نمایشی با هر نوع محتوایی تنها با تکیه بر حضور یک چهره شناخته شده و استفاده از ترفندهای تبلیغاتی دیگر بتواند مخاطب را به این سالن ها بکشاند. پس این تئاترها هستند که با خود مخاطب به تئاتر می آورند نه مکان هایی که نمایش ها در آن به صحنه می روند بنابراین لزوم توجه مدیران تئاتری به مجوزهایی که به این سالن ها داده می شود و بررسی دغدغه مدیران این سالن ها از راه اندازی چنین مکان هایی ضروری است.

ایجاد کارگروهی برای تحقیق و پژوهش و آسیب شناسی دقیق تئاتر خصوصی در ایران و بررسی عملکرد این سالن ها در طولانی مدت نیاز دیگری است که باید مورد توجه قرار گیرد. نکته دیگر اینکه نمی توان بازیگر به اصطلاح «برند» و چهره را از تئاتر حذف کرد اما نکته مورد توجه این است که تنها با تکیه بر حضور این نوع بازیگران بخواهیم مخاطب را به سالن بکشانیم در حالیکه با وجود یک چهره شناخته شده می توان نمایشی با کیفیت و اندیشمند را به صحنه برد تا مخاطبی که ابتدا از روی ظواهر جذب تئاتر شده است با دیدن اثری جدی و دغدغه مند به تئاتر علاقه مند شده و جزو تماشاگران دایمی این هنر شود.

منبع: مهر

ارزیابی و توصیه
از این محتوا راضی هستید؟
چنانجه از محتوای این صفحه رضایت دارید می توانید با فشردن کلید گوگل پلاس وان این صفحه را در نتایج جستجوی گوگل محبوب کنید. با این کار به سایرین کمک می کنید تا به نتایج بهتری در جستجوی خود دست یابند.
بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
نظر شما
  • لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
  • از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
  • لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
  • در غیر این صورت، « آتیسام » مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد .
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد